تبليغاتX
دل نوشته هاي يك بچه بسيجي
امسال هم به کوری چشم بد خواهان این ملت‌‌ پر شور تر از پارسال مردم ما نشون دادن که:محال است ایران که ویران شود..........کنام پلنگان و شیران شود.

                                                                                              

22بهمن

                                       

به قول آقا «اونهایی که فرش قرمز زیر بقلشونه تا جلوی پای آمریکا پهن کنن»از همین الان ببینن که مردم بهشون رای نخواهند داد.

22بهمن

انشاالله حضور پر شور ملت غیور ایران در انتخابات تیر خلاصی باشد بر پیکر نیمه جان دشمنان این مرز پر گوهر.

22بهمن

 

متن کامل سخنرانی دکتر احمدی نژاد در

 ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حاج حسین در پنجشنبه 25 بهمن1386 و ساعت 1:28 |

فریب خوردم. خودم کردم که لعنت بر باعث و بانی اش باد.سید بود و خوش لباس.امامه مشکی با هیبت سیدی، جلوه فریبنده وغلط اندازی به او داده بود.یادتان هست با چه شعاری تو را انتخاب کردم؟"سلام بر سه سید فاطمی   خمینی و خامنه ای ، خاتمی"می گفتند پدر بزرگوارتان اهل دل بود و رضوان.گفتم هر چی باشه آیت ا… زادست و کج نمی ره.

زیبا می خندیدی و دست دوستی دراز کرده بودی، با یک بقل گل یاس.

با خودم گفتم از جنس خودمه.

چه محاسن زیبایی داشتی با دو خط سیاه تا زیر چانه.راستی آقای رئیس جمهور سابق،میگن رنگ ریش،ببخشید رنگ موی کادوس سلکتا موندگاری خوبی داره و خیلی طبیعی به نظر میرسه!

و چه زود صحنه عوض شد. شعار ها همه رنگ باخت.

"دموکراسی بر دین ارجعیت دارد"باورم نمیشد این جمله بی معنی و سخیف رو شما گفته باشین.یادم نیست ،این جمله رو کجا شنیده بودم؟آهان رادیو اسراییل بود. یه بار هم آقای بوش تو سخنرانیش این رو گفته بود.ولی درست یادم نیست اول شما گفتید یا اون!!

.باز هم باور کردنی نبود. این تصویر و فیلم 6 دقیقه ای شما بود حضرت والا که داشتی با همون لبخند زیبا و ملیح دستان گرم دخترکان نیمه برهنه ایتالیایی رومیفشردین(پیدا کنید دلیل سفر های متعدد خارجی جناب رئیس جمهور سابق رو!)

     خاتمی!!!  

      

ای داد که اون نماز جماعتی رو که به شما اقتدا کرده بودم رو باید قضا کنم.

بزرگترین و تنها افتخار 8 سال حکومت شما،رای 22 میلیونیتون بود.مردمی که به امید بهبود شرایط سالهای بعد از جنگ به شما رای داده بودند تا مرهمی بر سینه پر دردشون باشی،و یادم نمیره که چه بی شرمانه و نا سپاسانه دوستان شما اونها رو به لشکر قابلمه به دست تشبه کردند.همونهایی که اگر از حمایت بی دریغ شما یار گرامی بر خوردار نبودند آمار فساد مالی،اخلاقی،قاچاق کالا،ارض،مخدر و انسان کاهش چشم گیری پیدا میکرد

مسئولین مردمی و عدالت پیشه رو به پوپولیسم و مردم فریبی متهم مکنین در حالی  شخص شخیصتان دوره راه افتاده ، قول می دهید و رای گدایی می کنین.راستی دیگه تو دانشگاه تهران گریه نمی کنین؟!مرد که گریه نمی کنه.مرد به دخترا هم دست نمیده!

 

گفته بودید می خواهید درهای دنیا رو به روی ایران باز کنین،ولی در های ایرن رو به روی دنیا باز کردین!

آقای دکترای افتخاری خاتمی!بزرگترین دست آورد شما در پرونده هسته ای تعلیق 2 ساله تمام برنامه های هسته ای حتی آزمایشگاهی (ابهام زدایی !)بود. از اون مزحک تر بسته پیشنهادی اروپا به ایران بود که در آن اروپا متعهد! شده بود در قبال تعلیق 15 ساله! درست خوندید 15 ساله هسته ای به ایران با منت بال هواپیما اون هم فقط مسافربری فروخته شه!!!و اگر نبود ایستادگی رهبر معظم انقلاب و حمایت های بی دریغ مردمی روی عهد نامه های ننگین ترکمنچای و گلستان وجناب اعلا حضرت ناصر الدین شاه رو سفید میکردین!

اسمش رو هم گذاشته بودین دیپلماسی لبخند.لبخند به غارتگران قسم خورده این مرز و بوم.همونهایی که وقتی یه کمی روی خوش دیدن کاپیتولاسیون رو به ما تحمیل کردن.اونهایی که اومده بودن که نه مال شما،بلکه مال ملت ایران رو چپاول کنند(و شاید به همین خاطر شما مخالفتی نکردین!)و چه زیبا بدانها لبخند زدید تا بار دیگر از سوی آنها به عنوان سفیرعشق،لبخند و مرد دیپلماسی لقب بگیرین!

خاتمی و کری (کاندیدای ریاست جمهوری آمریکا!

ممد آقا ما انقلاب کردیم که عزت داشته باشیم و استقلال.چه قدر حواس پرتم من.جواب خودم رو خودم دادم.همون جوری که خودم گفتم -ما-!انقلاب کردیم!

چه دموکراتیک اجازه دادین که جاسوسان هسته ای از منطقه نظامی-موشکی پارچین دیدن و نمونه بر داری!کنند.

جالبتر اینکه الان که دولت نهم عزتمندانه پی گیر حق مسلم ملت ایران و نسلهای آینده شده شما فناوری هسته ای رو بی اهمیت،خطرناک،مضر برای محیط زیست!  پر هزینه و بی فایده می خوانید.

چقدر عجیب!سخنگوی اسراییل هم همینها رو میگفت!

رشد فزاینده و خجالت آور جاسوسان هسته ای از دیگر شاهکارهای جناب آلی! در دوران استبدادتان است.نگویید در جریان نبودید که خنده ام می گیرد.حتی حالا که اتهام جاسوسی موسویان محرز شده، شما و دوستانتان به حمایت از او پرداخته و او را تا حد قدیسی پاک بالا برده و خواهان محاکمه شاکیان این پرونده (ملت ایران.ریاست جمهوری و وزارت اطلاعات)هستید.

چه تصادفی تمام وزنامه های زنجیره ای وابسته به جناب آلی!پس از دستگیری شهرام جزایری بزرگترین مفسد اقتصادی بعد از انقلاب،به طور هماهنگ به تطهیر و رفع اتهام از او پرداختند.

نه این یکی رو باور نمی کنم،حتما َ کاملا اتفاقی بوده وگرنه صدقه 500 میلیونی شهرام خان به رئیس مجلسِِِِِِِ ِدوم ِدوم خردادی شما کاملا از سر صداقت و قربتا ًالی ا… بوده است            

     

شعار مردم سالاری دادید.آقای رئیس جمهور سابق،از کمر درد مردیم آنقدر سواری دادیم ما مَردم.1

از گفتگو صحبت کردید و چه زیبا گفتید 8 سال تمام.اما هرگز نخواستید بشنوید صدای ناله آن مرد روستایی را که در این 8 سال به اندازه 20 سال پیر تر شده بود.صدای هق دهق گریه آن دختر شهیدی که به خاطر نا امن شدن جامعه و دوری مدرسه تا محل سکونت محقر خانواده خود در جنوب شهر برای پاک ماندن،خود را از حق تحصیل که تنها شانس برای پیشرفتش بود ،محروم کرد.باز هم گفتید و نشنیدید صدای مخالفانتان را.بی چاره هابا خودشان می گفتند خوب اشکالی نداره ما هم حرف خودمون رو می زنیم.از بی عدالتی از ترویج بی بند و باری از فساد دولت مردان و… می گوییم.اما آنان بارها از گفته خود پشیمان شدند.چرا که شما آنان رو به تحجروخشونت متهم کردید.

(آدم باشید وگر نه میدم بیرونتون کنن)!این جمله شما بو د آقای گفتگو،در مقابل اعتراضات دانشجویان به 8 سال تبعیض،فساد و استبداد.به به چه روحیه دموکراتیکی.

سقوط کریم.

در فرهنگ.فرهنگی که با پسوند زیبای" اسلامی" سالها بدان میبالیدیم و آن را ثمره خون شهدا و انقلاب می دانستیم.آمار تکان دهنده و وحشتناک تجاوز به زنان و دختران که به دلایلی!هرگز منتشر نشد دلیل این ادعاست.

سقوط کردیم.

در اعتقاداتمان.یادمان نمی رود در زمان سلطنت جناب آلی! بود که با جریان سازی های خود درون دانشگاه جوی را پدید آوردید که حتی با دفن کردن شهدای گمنام در دانشگاه شریف مخالفت کردند.اونها می گفتند :"دانشگاه قبرستون نیست".

این برادر شما ،حامی سینه چاک شما بود که هر روز در سخن رانی هاش میگفت:"اسلام با حقوق بشر مخالف است"!!!پدر بزرگوارتان آیت ا... بود هم او که هر دو شما رو ازورود به سیاست منع کرده بود.آیا از ایشان نشنیدید که پیامبران جز ادای حق الناس(به قول شما غربی ها،حقوق بشر!)وظیفه دیگری نداشتند؟ویا این جمله سخیف که حماقت و حمارت! گوینده را میرساند که:"مساجد جای جوانان کم هوش،کم خرد و بی استعداد است که قدرت استدلال ندارن"!!! و چه اتفاقی او هم از دوستان و حامیان شما(و شاید تحت حایت شما)بود!

اما در عوض رشد کردیم.

در فساد مالی-دولتی،ناهنجاریهای اجتماعی-اخلاقی،در بی بندو باریهای جنسی ، در قاچاق بنزین،ارض،کالا،انسان(قاچاق دخترانمان به دبی)و مواد مرگ بار مخدر به واسطه وابستگانتان(رجوع شود به علل رد صلاحیت های مجلس هفتم!).دیگر جای جای شهرهای شهید پرورمان،اتوپیایی شده برای دزدان ناموس و هرزه هایی که فقط و فقط به واسطه آزادیهای مدنی(و بدنی!)که شما به دشمنان آزادگی تقدیم نمودین.دگماتیست هایی که آزادی رو فقط در برهنگی و وانهادگی میل جنسی و احیانا در دست دادن با دخترکان نیمه برهنه ایتالیایی !!! می دیدند!!!

چه زیبا گفت استاد بزرگوار مطهری که:"اگر تمدن در برهنگیست حیوانات از ما متمدن ترند!استاد جایتان واقعا خالیست!

 

چند وقت پیش یک جانباز شیمیایی رو دیدم که به شدت سرفه می کرد،چنان که گویی نفس های آخرش رو میکشید.درست در کنار او دخترکی 30 ساله! و نیمه برهنه سر خوش از داشتن رئیس جمهوری چنین دموکراتیک و البته اهل حال!نشسته بود.جوانی متاثر از این صحنه از او پرسید تو واقعلا به خاطر این(اشاره به دخترک)جنگیدی؟و من آن موقع فهمیدم مسبب آن حلقه اشکی که در چشمان او نقش بسته بود کیست.

آقای رئیس جمهورسابق،در پایان می خواهم جواب آن معمایی رو که طرح کرده بودم رو خودم بدم.هر چند زیاد سخت نیست.

دلیل سفرهای متعدد خارجی شما شاید! این بوده که...

شما به رئیس جمهور خرده گرفتید که سفر های استانی ،پول بیت المال رو به هدر میده.با توجه به ضروری بودن ،کم هزینه بودن(البته نسبت به سفر های خارجی جناب آلی !)این سفرها و اینکه این سفرها در داخل انجام میشود نه در دور ترین نقاط دنیا ،این خرج اسراف نیست.

اسراف آن سفر های خارجی شما بود که با همراهی حد اقل 70 نفر، اعم از آشپز، خدم و حشم به سیاحت در کشور های زیبا و خوش آب و هوا که احیانا دست دادن دختران چشم رنگی ونیمه برهنه آنان، جزئی از فرهنگشان است میپرداختنید بود.

نمیدونم چا بی دلیل! یاد سفرهای ناصر الدین شاه به فرنگ افتادم؟

در یکی و شاید چند تا از این سفر ها بود که لباس  روحانیت رو از تنتون بیرون آوردین.آخه میگن لباس روحانیت دست و پا گیره و باهاش نمی شه خیلی کارا کرد.ای کاش اون موقعی که با اون زنان ایتالیایی مصاحفه میکردید هم لباس مقدس پیغمبر رو به تن نداشتید.

 

                      

 

 واین آزادی بیان ادامه دارد...                           

                                                      حاج حسین ۲۲/۱۱/۸۶

 

 

1: (اشاره به ماهیت مردم سواری این شعار!)
+ نوشته شده توسط حاج حسین در چهارشنبه 24 بهمن1386 و ساعت 1:25 |

بسیجی

ای پنج معنای عاشقی

ب...بندگي خداي سبحان

س...سرود آزادگان

ي...ياور هميشگي قرآن

ج...جدال وجهاد در برابر منافقان

ی...یادگار شهیدان

بسيجي مرد بزرگ خدا.اي كسي كه آرزويت شهادت است

تا به معشوقت كه سالهاست در انتظار ديدار اویی برسی

 من از پشت تمام نا اميديهايم سخن مي گويم:

مرا با تمام صبوري و بزرگي ات در ياب

و با گام هاي كوچكم مرا در كالبد با عظمت بسيج قرار ده

و قدم به قدم همراهيم كن  تا همراهت شوم

مدرسه عشق

+ نوشته شده توسط در سه شنبه 16 بهمن1386 و ساعت 14:6 |

زنده باد آزادی!

به اسارت کشیدن و مصادره واژگان مقدس و زیبا به نام خود,یکی از حربه های دشمنان انسانیت و آزادگیست.چمبره نا میمون دشمنان هویت و فطرت بر روی کلمات زیبا و سرودن شعار های دلفریب اما پوچ,بسیاری از اوقات انسانهای سطحی نگر را به ورطه اشتباه کشانده و گاهی بهانه ای برای آنهایست,که توان رعایت اخلاقیات و شریعت را ندارند. اینان به جای اعتراف به ناتوانی و عدم تمایل به رعایت اخلاق, با تغییر معنای مجازی آن واژهای کلیدی,نوک پیکان اتهام را به سمت مقابل چرخانده وخود رادر مقام مدعی العموم آن واژه قرارداده وچنان در شیپور تبلیغ این باز تعریف میدمند که گویی تمام انسانها به جز این عده خاص از آن بویی نبرده اند.

یکی از این کلید واژهای به اسارت رفته واژه«آزادی»است.در نگاه این عده آزادی نماد و پرچم هرزگی و اباحی گری است.با نگاهی گذرا به تعریف اسلام,احادیث و سیره انبیاء و اولیاء ریشه این تناقض گوییها عیان می شود.یک بار در سال 61 هجری این واژه در صحرای کربلا به کار آمد.جایی که در آن آزاد مردی(دقت کنید به معنای درست آزادی!) با گذشتن از حق زندگی و جان خود,به یاری مظلومانی می شتابد,به حریت رسیده و امام او در وصفش می گویید:الحق که مادرت به نیکی نام تو را «حر» (یعنی آزاده)نهاده و در جایی دیگر فردی با پا نهادن بر روی اخلاقیات ؛نظام خانواده و عدالت به آزادی مد نظر خود می رسد.چقدر فرق است بین دو معنا از یک کلمه

                                 

حال این سوال اساسی مطرح می شود که تعریف اینان از آزادی چیست؟

«آزادی چه کسی؟ آزادی از چه؟و آزادی برای چه؟»

آزادی انسان که کمال,سعادت و نجات او در چنگ زدن به ریسمان الهی است؟

آزادی از خدایی که تنها مأمن امن و قابل اطمینان انسان است؟

ویا آزادی برای فرو غلطیدن در باتلاق بی هویتی و بی اخلاقی؟

آزادی در نظر این گونه افراد به مثابه آزادی یک چتر باز از بندهای محکم چتری است که تمام پیکر او را در بر گرفته تا نگذارند او زودتر به زمین برسد!!!

                           لا قیدی

هرج و مرج و وانهادگی میل جنسی یکی از اصلی ترین و بارز ترین مطالبات این افراد است.آزادی افسار گسیخته و حیوانی در حد دو گربه نا همجنس درفصلی از سال!

آیا واقعا ً این است معنای آزادی؟

آزادی که در طول تاریخ جنگ ها بر سر آن صورت گرفته وانقلابها را پدید آورده,کمی بزرگتر از مغز کوچک و عمیق تر از افق دید بسته این افراد است.کمی زیبا تر و هویت مند تر از بی بند و باریهای سیری نا پذیر اینان.

اگر معنی آزادگی و مقام قابل افتخار آنان این است, باید بداند که چقدر از بعضی جانداران ناقص ترند!حیواناتی به مراتب تکامل یافته تر و بهره مند تر از انسان ,بسیار وجود دارد(زنده باد خروس!)

دین اسلام به علاوه تمام انبیاء الهی و مکاتب اخلاق گرا این نوع خود باختگی را نفی میکنند.

روزی امام صادق (ع)از کنار خانه ای که صدای رقص و آواز از آن به گوش می رسید در حال گذر بود .در همین حین یکی از کنیزان از خانه بیرون آمد. حضرت ازآن کنیز سؤال نمود که صاحب این خانه بنده است یا آزاد؟ کنیز  گفت آزاد است.امام فرمود معلوم است که آزاد است اگر بنده بود به احترام صاحب خانه خود گناه نمی کرد.صاحب گناه کار آن خانه به محض شنیدن این کلام با پای برهنه به دنبال امام دوید خود رو به پای آن حضرت انداخت و به افتخار توبه نائل آمد.

میبینید که چگونه آزادی بی ریشه آنها در مقابل بندگی خداوند متعال حقیر می نماید؟

«اختلاف ها همه اش از حب نفس است»2از نفس سر کشی که میدان دادن بدان به مثابه رها کردن افسار اسبی چموش است که به سرعت به سوی پرتگاهی عمیق و مرگبار می تازد.

زنده باد آزادی

,آزادی واژگان مقدس از سیاه چالهای باز تعریف نا میمون اسیران خور وخواب و خشم و شهوت 

                                                                       

 پی نوشتها:

۱:داستان راستان استاد مطهری

۲:حضرت امام (ره )                                                             

+ نوشته شده توسط حاج حسین در یکشنبه 14 بهمن1386 و ساعت 2:1 |