تبليغاتX
دل نوشته هاي يك بچه بسيجي

دل نوشته هاي يك بچه بسيجي

گفتم شبي به مهدي اذن نگاه خواهم.............گفتا كه من هم از تو ترك گناه خواهم

یا راضیه مرضیه

   

زني كه مثل تو قبري نداشت مريم هم
نبود چون كه به تو نيست ، خاك ، محرم هم

و جاي قبر تو را هيچكس نمي داند
مسيح و حضرت داوود ، شيث و آدم هم


فدك تمامي دنياست ، اين زياد كه نيست
دريغ مي شود از تو ولي همين كم هم

قبول كن به علي سخت سخت مي گذرد
كه نيست بر لب تو حال يك « عزيزم » هم

نه سيلي متشابه ، نه محكمات فدك
نه خاك پوشيه ي گيسوان درهم هم

تمام حرف دلم نيست ، حرف من اينست :
زني كه مثل تو قبري نداشت ، مريم هم
...
این هم به عشق این ایام برات فرستادم . بعضی از حرفارو نمیشه تو هیئت گفت
....
ما كه درد را از هر طرف نوشتيم، درد بود

                                                          ابن الزهرا سید محمد جواد عرب

+ نوشته شده در  سه شنبه 7 خرداد1387ساعت 13:43  توسط حاج حسین   | 

خواب ديدن حضرت زهرا قبل از شهادت

 

  از آن بانوى پهلو شكسته نقل كرده‏اند كه در روزهاى آخر عمر خواب ديدم پدرم را و به او از دست امت شكايت كردم آن حضرت به من فرمود: انك قادمة على عن قريب (1) تو به زودى به سوى من مى‏آيى.
بار ديگر خواب مى‏بيند ملائكه بسيارى به زمين فرود مى‏آيند و دو فرشته جليل‏القدر پيشاپيش آنها است كه او را به آسمانها بردند و قصرهاى عاليه بهشتى را به او نشان دادند و باغها و بستانهاى فردوس اعلا را به او نمودند... مى‏پرسد كه اين كاخ‏هاى عالى از آن كيست؟
مى‏گويند: اينجا فردوس اعلا است كه آخرين درجه بهشت است و اين همان نهر كوثر است كه متعلق به شما است. آن رسيده بزرگوار مى‏پرسد: اين ابى؟ پدرم كجا است؟ گفتند: هم‏اكنون وارد مى‏شود و همان لحظه مى‏فرمايد كه پدرم وارد شد و مرا در آغوش گرفت و پريشانى مرا بوسيد و فرمود: فرزند دلبندم ديدى آنچه خدا وعده فرموده بود؟ اين همان وعده الهى است اين كاخ منزل تو و شوهرت و فرزندان شما است و اين جايگاه متعلق به دوستان شما است از خواب بيدار شد و رؤياى شيرين خود را به حضرت اميرالمؤمنين عليه‏السلام نقل كرد، مولاى متقيان عليه‏السلام دانست كه به زودى همسرش از دستش خواهد رفت و به بهشت اعلا منتقل خواهد شد. پس از ديدن اين خواب بود كه مكرر اين دعا را مى‏خواند:
يا حى يا قيوم برحمتك استغيث فاغثنى اللهم زحزحنى عن النار و ادخلنى الجنة والحقنى بابى محمد صلى الله عليه و آله. (2)
اى خداوند زنده و پاينده به رحمت تو پناه مى‏برم پس به فريادم برس بار خدايا مرا از آتش جهنم دور گردان و به بهشت وارد كن و مرا به پدرم حضرت محمد صلى الله عليه و آله ملحق گردان. وقتى در همان حال حضرت على عليه‏السلام به بالينش آمد و به وى فرمود عافاك الله و ابقاك. اى دختر پيامبر خداوند تعالى تو را به سلامت و باقى نگه دارد. گفت يا اباالحسن به زودى پدرم را ملاقات نموده و به او ملحق مى‏شوم.

+ نوشته شده در  شنبه 4 خرداد1387ساعت 20:32  توسط حاج حسین   |