تبليغاتX
دل نوشته هاي يك بچه بسيجي

باز هم صحبت از بشر است و انسانیت.

این بار هم انسان تیتر اول خبر گذاریهای دنیاست.

خبر گذاریهای شانتاژگر غربی:

که...

یا ایها الناس حقوق انسان نقض شده.

در گوشه ای از این کره خاکی در زندانی به نام ایران!

حقوق فرقه های بر انداز سیاسی و وابسطه به موساد نقض شده.

حقوق روزنامه نگاران قلم به مزد زنجیره ای .

حقوق فرقه های دینی همچون بهاییت

حقوق همجنس بازان

حقوق

حقوق

حقوق...........

ولی در جای دیگر از این کره خاکی

در پیش دوربین های خبر سازان غربی و فیلم سازان هالیوود

جلوی چشم دیده بانان حقوق بشر

در جایی که سربازان سفید آمریکا و متحدانشان

از زمان ورود آنجا را به بهشتی بدل کرده اند

درست در آفریقا...

انجا که حق هیچ سیاهی ضایع نمیشود

آنجا که هیچ کودک سیاهی کشته نمیشود

هیچ دختر سیاهی برای لذت جویی سربازان سفید به داخل آسایشگاه پرتاب نمی شود

هیچ خانواده سیاهی بی سر پرست نمی شود

و هیچ مادر سیاهی کودک شیرخوار سیاه تر خود را بر اثر گرسنگی از دست نمیدهد

............

 

درست در همان جا

و به دور از دوربینهای  شانتاژگر غربی

درست در محل اسکان سربازان سفید

حق  سیاهی ضایع میشود

کودک سیاهی کشته میشود

دختر سیاهی برای لذت جویی سربازان سفید به داخل آسایشگاه پرتاب میشود

خانواده سیاهی بی سر پرست می شود

مادر سیاهی کودک شیرخوار سیاه تر خود را بر اثر گرسنگی از دست میدهد

 

 

تا حق سفیدی ضایع نشود

کودک سفیدی کشته نشود

دختر سفیدی مورد تعرض سیاهی قرار نگیرد

خانواده سرباز سفیدی بی سرپرست نشود

و مادر سفیدی کودک سفیدتر و نازنین خود را از دست ندهد.

                                                              حاج حسین

                                 ۱۳۸۷/۹/۲۱

+ نوشته شده توسط حاج حسین در پنجشنبه 21 آذر1387 و ساعت 10:40 |

گريه کن سرباز!



بنام خدا
 



نظامي زن انگليسي که پس از بازگشت از ماموريت خود در عراق،
 فرزندش را در آغوش مي فشارد.


آهاي سرباز، آهاي مادر!...
گريه کن، تو حق داري گريه کني. شايد ماهها و سالهاست که فرزندت را نديده اي.
فرزند دلبندت را. کودک معصومي که تاب دوري مادر نداشته و حتماً از تو بيشتر، برايت دلتنگي مي کرده.
گريه کن سرباز، گريه کن تا سبک شوي...
گريه کن، بخاطر گوهر مادري که از تو ستانده اند، و در عوض تو را مفتخر! کرده اند به اين لباسها.
اين لباسها که اصلاً به قامت تو سازگار نيست...
گريه کن که تاج زن بودن از سرت افتاده...
گريه کن که هيچ لذتي به پاي مادري نمي رسد و تو را محروم کرده اند، ذائقه ات را خراب کرده اند...


اما
من چند حرف ديگر با تو دارم سرباز...
تو مادري، حق داري بچه ات را دوست داشته باشي... حق داري برايش دلتنگ شوي...


سوالي از تو دارم :
اين کودک را مي شناسي؟



مي بيني پدرش با چشمان بسته، چگونه صورتش را لمس ميکند؟
مي بيني چگونه کفشهايش را درآورده تا در آغوش پدر، گم شود ؟
اين پدر يکي از زندانيان تو و دوستان توست در عراق...
چه ميشد اگر اجازه ميدادي اين پدر، بچه اش را ببيند؟
فکر کردي فقط خودت به فرزندت عشق مي ورزي؟


اين دختر را چطور؟
 



حتماً او را ديده اي...
در کوچه پس کوچه هاي بصره... پاي برهنه مي دويد و خنده کودکانه اي بر لب داشت...
الان به نظرت لکه هاي سرخ روي لباسش، نقش گلهاي سرخ است يا رد پائي از خون تازه ؟
يا لکه هاي قرمز روي زمين، گلبرگهاي پرپر شده گلهاي پيراهن اوست؟
صورت ظريف او را با اسلحه اي که در کنارش به دست گرفته اي چه کار؟
ببين چه گريه اي ميکند؟ چه خوني از صورتش جاري است؟
اين رنگين تر است يا خون فرزندت که اينچنين در آغوشش کشيده اي؟
حال اين دخترک را خوب ببين. نتيجه کارتو وهمکاران توست و تا ابد با شما خواهد ماند.
اين است آنچه براي اين دختر و مردمش هديه برده اي...


اين پدر را ميشناسي؟



دارد به چه حالي، جسم بي جان دخترش را ميگذارد کنار بقيه جنازه ها.
يادت هست؟ همين چند شب قبل، خانه شان را بمباران کرديد.
تو و همقطارانت.

اين را چطور؟



 


اين اما مال افغانستان است.
شاهکار قديمي تر شما.
اما مگر زخم اين پدر کهنه مي شود؟
اين هم کادوي يکي دوسال قبل توست براي کوکان افغان.........


از اين دست اگر بخواهم برايت بياورم، بسيارست...
سردشت خودمان، شلمچه ، قانا... صبرا و شتيلا... و ....


...............
...............
...............


گريه کن سرباز
گريه کن، اما نه فقط براي دلتنگي فرزندت ...
شايد نپذيري، اما من در گريه هاي تو هيچ عاطفه اي نمي بينم سرباز!
گريه کن براي انسانيتي که در زير پاي تو و رهبرانت لگد مال شده...
گريه کن براي عاطفه اي که در وجودت مرده...
گريه کن براي شرف و آزادگي که از دست داده ايد...


گريه کن سرباز..

                                                                                          به نقل ازمورتی

+ نوشته شده توسط حاج حسین در چهارشنبه 13 آذر1387 و ساعت 20:20 |
آقامون دلبره
+ نوشته شده توسط حاج حسین در سه شنبه 5 آذر1387 و ساعت 9:25 |