تبليغاتX
دل نوشته هاي يك بچه بسيجي

دل نوشته هاي يك بچه بسيجي

گفتم شبي به مهدي اذن نگاه خواهم.............گفتا كه من هم از تو ترك گناه خواهم

سوالی و جوابی

یکی از دوستان بسیار عزیزم یک کامنت برای این حقیر گذاشته بودند که خیلی با نظر من موافق نبود

لازم دونستم نظر خودم رو در ارتباط با این کامنت به ایشون و همه دوستان اعلام کنن

امیدوارم کسی از دوستان از اعلام نظر من نارا حت و دلگیر نشه


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 10 مرداد1388ساعت 12:26  توسط حاج حسین   | 

عجیب ترین نماز جمعه تاریخ اسلام!

به حق چیز های ندیده و نشنیده!

به لجن کشیده شدن نماز جمعه در تاریخ ایران بی سابقه بود که به لطف آقای هاشمی و دوستان زبل این مهم انجام شد.

آقای موسوی حداقل قبل از اعلام بیانیه و فرا خوان سربازانت! و به گند کشیدن نماز جمعه یک کلاس آموزش فشره نماز جمعه براشون ترتیب میدادید تا اینگونه مضحکه عالم و ۀدم نشوند.حتی در این بین از علمای برجسته ای همچون حجه الاسلام کروبی ! هم می توانستید استفاده کنید!

۱-ایستادن زن و مرد در نماز در کنار یکدیگر!

بابا حالا ما گفتیم در اسلام زن و مرد با هم برابرند!گفتیم در پیشگاه خدا فرقی با هم ندارند!گفتیم این دو با هم مساوی هستند ولی نه در ایستادن در نماز!تازه اگه دقت کنید در این عکس این خانم عزیز از اون آقای عزیز یک کمی هم جلو تر ایستاده!تازه این خانم عزیز چرا ایستاده تشهد می خونه!!!

نماز جمعه موسوی!

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 30 تیر1388ساعت 9:51  توسط حاج حسین   | 

ضرب المثلی داریم که می گوید(( کسی که در حال غرق شدن است به هر گیاه و خار و خسی چنگ می زند))متاسفانه در برنامه مناظره بین آقایان رضایی و کروبی شاهد عملی شدن این ضرب المثل در دنیای سیاست بودیم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 13 خرداد1388ساعت 19:18  توسط حاج حسین   | 

ناقضان حقوق بشر

آن طرفی ها حقوق بشر را نقض می کنند.

دموکراسی

آدم کشتن برایشان از سر کشیدن یک لیوان آب هم ساده تر است.

دموکراسی

آدم کش حرفه ای یعنی کسانی که پول می گیرند تا آدم بکشند.یعنی "تروریست".

دموکراسی

تنها کاری را که از کودکی خوب یاد می گیرند آدم کشی است.

دموکراسی

تجاوز را بسیار دوست می دارند.

دموکراسی

کودکان شکار سهل و آسان این دیو صفتان اند.

دموکراسی

ولی ما خودمان نیز ناقض حقوق بشر شناخته شده ایم.

به دلیل نقض حقوق اشرار!

وقاچاقچیان مواد مخدر.

دموکراسی

ما ناقض حقوق متجاوزان به نوامیس مان هستیم.

آخ که چقدر ما بد هستیم!

آخر مگر آن شرور و الوات حق آزادی ندارد؟

مگر خون من از او رنگین تر است که من آزاد باشم و او در بند.

حالا او سر جوانی یه ۵۰ فقره تجاوز هم به دختران مدرسه ای داشته.

آخر ما کی می خواهیم متمدن شویم؟

تجاوز که دیگه این حرف ها را ندارد.

اصلا آن شرور الوات به خاطر خود دخترها بهشان تجاوز می کرد.وگر نه که خودش

زن داشت!

سر همین بسته فکر کردنمان هم که پیشرفت نمی کنیم!

الهی بمیرم برای اون کراک فروش زور گیر بی پناه!

دموکراسی

اه بابا این مردم ایران هم که شور ش  رو  در آوردن با دفاع از این پلیس های دزد بگیر اشرار ذلیل کن!

دموکراسی

ولی جالبی کار اینجاست که آخر سر هم ما به دلیل برخورد با اوباش و همجنس بازان غیر

متمدن و ناقض حقوق بشر شناخته می شویم و آنها با این همه کشتار و تجاوز الهه آزادی و

دموکراسی و حقوق بشر!

این هم یه جور دموکراسیه دیگه!

حالا سوال کلیدی اینه که چرا آن طرفی ها با بعضی از این طرفی ها اینقدر جیجی باجی هستند؟

اصلاحات

واقعا مگر در خانه شان تلویزیون و ماهواره ندارند؟

نمی دانم شاید چشم آنها گزینشی عمل می کند و حقایقی را که نباید ببیند نمی بیند.

همان طوری که دستور بهشان رسیده است!

و جالب تر دفاع و طرف داری آن طرفی ها از اینهاست.

وخوشحالی این طرفی ها از حمایت معنا دار و مغرضانه آن طرفی ها.

 میر حسین موسوی و خاتمی

یادم می آید حضرت امام یک روزی می گفت:اگر دیدید آمریکا(همان آن طرفی های خودمان)

 دارد از شما تعریف می کند بدانید جایی از کارتان مشکل پیدا کرده.

یعنی ممکنه واقعا اینها مشکل دار باشند؟

فکر کنم آره .

آخر امام حرف هاش رد خور نداشت و همیشه تو خال میزد.

 اهالی دروغین اصلاحات:

چه کرده اید که اسرائیل تروریست شما را حمایت می کند؟

همان اسرائیلی که عامل کشته شدن مردم بی گناه است؟

چه کرده اید که شیطان بزرگ آمریکای جنایت کار شما را دوست دارد؟

آمریکای ابو غریب آمریکای بمب اتم در هیروشیما آمریکای عراق و افغانستان و ویتنام آمریکای

تحریم ایران؟

چرا شعار مرگ بر آمریکا را زشت می شمارید؟

آیا غیر از این است که از صاحب و حامی خود دفاع می کنید.

به نظر شما اگر خود آمریکا می خواست حرف های و کار های شما را در ایران به کرسی

بنشاند حد اقد ۱۰۰ برابر این وقت و انرژی که شما گزاشتید نباید هزینه می کرد؟

اگر من هم عامل اجرای اهدافم را بیابم از او حمایت می کنم.

این طور نیست آقای میر حسین و آقای خاتمی؟

یک نگاه به عکس ها بیاندازید.

شما دارید با عوامل کشتار مردم جهان جان می گیرید.

این طور نیست آقایان؟

یادمان نمی رود خانم شیرین عبادی فعال به اصتلاح حقوق بشر کسی که حتی همجنس بازان

 هم از حمایت های شبانه روزی او بی نسیب نیستند در جنگ غزه جانب اسرائیل را گرفت.

بله شیرین جان محمد !

جایزه صلح نوبل را به او ندهند به مادر بزرگ بنده بدهند؟!

جایزه ای را که جانیان و جنایتکاران رژیم صهیونیستی هم چند تایی از آن در خانه هایشان

دارند.

و آخرین سوال من :

آقایان اصلاح طلب چه کرده اید که در راهپیمایی روز ۲۲ بهمن ۷۸ مورد حمله خشمگینانه

مردم انقلابی ایران قرار گرفتید؟

هر بار که به این چیز ها فکر می کن جمله زیبای امام یادم می آید که...

(اگر دیدید آمریکا دارد از شما تعریف می کند بدانید مسیر را غلط می روید.)

یکی از مقامات بلندپایه وزارت دفاع رژیم صهیونیستی در گفتگو با روزنامه صهيونيستي

جروزالم پست اظهار داشته است: چنانچه محمد خاتمی بتواند در انتخابات سال آینده برنده

شود، امیدها برای توقف برنامه هسته‌ای ایران افزایش خواهد یافت.

یادم می آید امام  در وصیت نامه خود گفته بود ...

(من در بین شما باشم یا نباشم نگزارید این انقلاب

به دست نا اهلان و نا محرمان بیوفتد.)

خاتمیخاتمی

خاتمیخاتمی

 خاتمیخاتمی

 

                                                                                                             حاج حسین

                                                                                         ۱۴/۲/۸۸

+ نوشته شده در  دوشنبه 14 اردیبهشت1388ساعت 9:57  توسط حاج حسین   | 

داستان کوتاه ؟! اصلاحات!

این داستان به سالها پیش بر می گرده اگه اشتباه نکنم حدود سال ۷۶ بود.در آن سالها جوانی مذهبی و مومن بودم.اگه تعریف نباشه محاسن و موهای نسبتا خوبی داشتم.اصلا در آن سالها در نظر دوست و آشنا "حاج حسین" یعنی یک جوان خوش تیپ مذهبی با محاسن و    مو های مرتب پیراهن سفید اتو کشیده روی شلوار و یک انگشتر فیروزه در دست چپ.

همیشه وقتی کمی محاسن و موهایم بلند می شد داداش کوچیکه می گفت حاجی موهات بلند شده یه سر به سلمونی بزن و کوتاه شون کن.

اوایل سال ۷۶ بود که مجبور شدم به خاطر ماموریتی که پیش اومده بود به آبادان برم.هوا خیلی گرم بود.ولی من که تازه مهندس شرکت نفت شده بودم برای اثبات خودم با کله به این ماموریت رفتم.

آبادان...

جایی که بهارش یعنی تابستون و تابستونش یعنی تابستون ساعت ۲ بعد از ظهر زیر آفتاب تو صف نونوایی!

کار سخت بود.روزهای اول سعی می کردم ظاهر خودم رو حفظ کنم.موهام رو شونه کنم و به محاسنم عطر بزنم.

ولی از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون گرمای ۶۰ درجه آبادان دل و دماغ برا هیچ خوش تیپی باقی نمی زاره مگر بچه آبادان!(مخلص همه بچه خوش تیپ های آبادانی)

کم کم دیگه خودم رو هم فراموش کرده بودم صبح موقع رفتن به سر کار دستی لای موهام می کشیدم و با انگشتام اونها رو که دیگه داشتن بد قواره می شدن رو شونه می کردم.

البته چند باری اونجا موهام رو کوتاه کردم ولی این اواخر خیلی ضایع شده بود.

به لطف خدا با شروع پاییز و خنگ شدن هوا ما هم به وطن برگشتیم!

پاییز ۷۶ بود.با موها و محاسن بلند و نا مرتب. موهام با هر بادی طریقی بر می گزید.تقریبا چیزی شبیه به دراویش!

چند روز اول  خیلی عزیز بودم.هر چی باشه بعد از ۶ ماه بر گشته بودم و با اینکه تا لنگ ظهر می خوابیدم ولی با این حال با لقد طیب(لقب آقامه) بیدار نمی شدم!

به همین دلیل بود که کسی و مخصوصا داداشم چیزی در مورد سر و وضعم نمی گفت.

ولی روز سوم بود که دل رو به دریا زد.

گفت حاجی موهات بلند شده.یه جوون مومن باید از هر لحاظ نمونه باشه .موهات رو اصلاح کن

گفتم کوتاه کنم؟ گفت آره دیگه دارم می گم دیگه موهات به اصلاح احتیاج داره.برو اصلاح کن.

من هم به شوخی گفتم چشم...

پس پیش به سوی اصلاحات!

سر کوچمون از روز دوم خرداد ماه یک آرایشگاه مردانه باز شده بود.به آرایشگاه که رسیدم دیدم تقریبا کسی تو مغازه نیست.تنها مشتری مغازه خودم بودم. احساس کردم صاحب مغازه از اینکه یه جوان مذهبی وارد مغازه شده بود خیلی خوشش نیومده.قصد تهمت نداشتم ولی رفتار و قیافش شبیه ساواکی های قبل انقلاب بود.

 گفتم آقا ببخشید می خوام مو هام رو کوتاه ... که حرفم رو با عصبانیت قطع کرد و گفت"می خوای موهات رو اصلاح کنی؟"کفتم بله .اون هم به شاگرد مغازه گفت "پسر رو موهای آقا اصلاحات لازم رو انجام بده!".

اصلاحات! که شروع شد طبق عادتی که از بچگی داشتم خوابم برد.انگار عادت نداشتم غیر از خودم کسی به موهام دست بزنه!

بعد از حدود ۱ ساعت از خواب بیدار شدم و خودم رو توی آیینه دیدم.

یا اباالفضل العباس!

چیزی  که می دیدم رو نمی تونستم به راحتی قبول کنم.فکر می کردم خواب می بینم.به خودم التماس می کردم که حاجی تو رو خدا خواب باش!!

ولی  متاسفانه انگار بیدار بودم و چیزی که می دیدیم واقعیت داشت.

شاگرد اصلاح گر آرایشگاه محاسنم رو نصفه و نیمه زده بود.بهتر بگم هر جا رو که حال کرده بود زده بود و هر جا رو که حال نکرده بود گذاشته بود.موهام رو هم به طرز نا مرتبی به هم ریخته بود و بهش نمی دونم چسب چی چی مالیده بود. ای وای از ابروهای مردونم.شبیه ابروی عمه فرح شده بود تو شب عروسیش!!!

یک نگاه تو آیینه به خودم انداختم یک نگاه به صاحب اصلاحات ببخشید صاحب آرایشگاه و یک نگاه به شاگردش.

احساس می کردم سرم یخ زده انگار دیگه خون به مغزم نمی رسید.چشمام تار شده بود.یک لحظه احساس کردم دارم سکته می کنم.از ترس سکته مجبور شدم داد بزنم !

چی کار کردی نامرد.این چه وضعشه؟

گفت خوب اصلاحات کردم دیگه اصلاحات یعنی همین!

گفتم آخه بی انصاف این چه جور اصلاحاتیه؟آخه من جواب خنده دوست و آشنا رو چی

 بدم؟آخه بی مرام این چه کاری بود که با من کردی؟من گفتم موهام رو می خوام اصلاح

کنم.گفتم موهام به کمی اصلاحات احتیاج داره اما نه این جور اصلاحات.آخه این چه جور

 اصلاحاتیه؟من اصلا منظورم این جور اصلاحات نبود.اصلاح مورد نظر من اصلاح به سوی بهتر

شدن بود نه اصلاح به سوی بدتر شدن.اصلا این اسمش اصلاحات نیست.اسمش افساداته.این

 ابتذاله این انحرافه.منظور من از اصلاحات این بود که کج و کولگی های مو ها و محاسنم رو بگیری نه اینکه صافی هاش رو هم کج و کوله کنی!!

مگه کسی گوشش به این حرف ها بدهکار بود.دور هم که دور این جور اصلاحات بود.خلاصه هم کتکه رو خوردم.هم پولم از جیبم رفت و هم آبروم همه جا و پیش همه رفت!!

از اون روز به بعد بود که وقتی می دیدم کسی می خواد موهاش رو کوتاه یا اصلاح کنه بهش می گفتم تورو خدا مواظب اصلاح باش.ببین چه جور اصلاحی قراره روی موهات انجام بدن؟حاج حسین رو کفن کنی موقع اصلاح خیلی مواظب باش اگه دیدی وسط کار داره منحرف میشه بهش اخطار بده اگه دیدی اعتنایی  نکرد از زیر دستش بلند شو و از ادامه افساداتش جلو گیری کن.بهش می گم که یک بار این بلا سر من اومده.بهش میگم ببینه طرف سابقه این جور اصلاحات رو نداشته باشه و از این جور حرف ها...

هنوز هم که هنوزه داداش کوچیکه و بعضی از دوستام برای اینکه دستم بندازن می گن حاجی موهات رو نمی خوای اصلاح کنی؟باور کن به کمی اصلاحات احتیاج داری !

من هم خجالت زده میگم.بابا اصلا من غلط کردم.اگر اصلاحات اینه که سر من اومد ما نخواستیم.ما عطاش رو به لقاش بخشیدیم.

اصلاحات بمونه برای اهلش!

                                                                    حاج حسین

                                                      ۸۸/۱/۳۱  

+ نوشته شده در  یکشنبه 30 فروردین1388ساعت 12:17  توسط حاج حسین   | 

لیست سیاه/لیست سفید!

 

 

 

                                     تو کدوم یکیشونی؟

بعضی دنبال آزادی عقل اند بعضی از عقل آزادند!فرقشون چیه؟

اولی ها هر چی عقل بگه گوش می کنند یعنی از هوای نفس آزادند و در بند عقل

ولی اونیکی ها هر چی عقل بگه ازش گریزونند یعنی در بند هوای نفس اند و از عقل آزاد

از اون بد تر زمانیه که یکی که از عقل آزاده و بنده نفسه برای یک عده بشه  استاد روشنفکرو پیامبر دموکراسی !!!

همونهایی که به اسم روشنفکری ... میزنن به هر چی فکر و اندیشه ست

وای به حال مریدهاشون

در ان دیشه! مریدان این ان دیشمندان! هیچ مقدسی وجود نداره و همه در ترازوی عقل این عاقلان

سبک سنگین میشن تا اگه خدایی نخواسته جمود و عقب موندگی دارند به خاطر خدمت به بشریت

از صفحه روزگار محو بشن .اگه زورشون رسید با منطق.اگر نشد با ترور شخصیتی.وگر نه با

استفاده از رفتار نوع دوم! هر چند زیاد با روحیه روشنفکریشون !جور نیست اما

مجبورند میفهمی!

آره میگفتم در ان دیشه این ان دیشمندان هیچکی مقدس نیست به غیر استادشون

یه بار منو جو گرفت (آدمو ... بگیره جو نگیره)به نظر یکی از اساتید روشنفکر غربی انتقاد کردم

جاتون خالی .نشون به اون نشون که دکتر 2 هفته برام طول درمان نوشت!

حق هم داشتند تقصیر از من بود البته بعد ها به افتخارتوبه نائل اومدم اما این داغ ننگ به پیشونیم موند

تا یادم نره از کی باید انتقاد کنم.

حالا لیست سیاه تمام کسانی که میتونم و باید بهشون انتقاد کنم تا مورد غضب روشنفکران قرار نگیریم (مرتد نشم!) رو براتون مینویسم

1هر شخص یا تمامی اشخاصی که به نوعی منتقد استاد هستند

2هر کس یا تمام کسانی که تا به امروز بهشون احترام میزاشتیم(تابو شکنی!)

3هر شخص یا گروهی که از کتب قدیمی دلیل بیارن و اسم سوره هاش روهم بلد باشن

4 تمام افراد بین سنین 1روز تا 150 سال

5 اموات بالاخص منتقدان تاریخی مرحوم استاد استاد استاد استاد

6 تمامی افرادی که با پوشیدن لباس خاص سعی در ایجاد شکاف بین ما و خودشون دارند و همه ازشون در باره نماز میپرسن و منبر میرن

7همه کسانی که ما را با اسم "دیوونه سکولار غربی کژ اندیش" می خونن

8 لشگر قابلمه به دست و پوپول!! هایی که به آدمهای بد بد رای میدن و تو سفرهای استانی به استقبالشون میرن

9قاضیان و نیروهای خود فروخته امنیتی که در خصوص پروندهای مفاسد اخلاقی و مالی فعالیت میکنن

10 خبرنگاران فضول و قلم به مزدی که یواشکی از دست دادن رئیس بزرگ با آدمای با حال! عکس می گیرن

11 تمامی جانورانی که ما رو در رسیدن به دموکراسی یاری نمی کنن

12 جاسوس بگیران خود فروخته آدم فروش وابسطه به حاکمیت

13 رای دهندگان به اون وریا

14 معصومین

15 خدا

امید است با رعایت موارد فوق، بشریت را در رسیدن به آرمان تاریخی خود(دموکراسی مدل آمریکایی!)و گریز از جمود فکری افکار 1400 سال پیش یاری نمایید

(اینم از طرف استادمون بود)

حالا لیست تمام کسانی که کسی حق انتقاد از اونا رو نداره حتی خودشون(غلط می کنن از خودشون انتقاد کنند مگه ما مسخره شونیم؟!)

1 استاد

2 استاد استاد

3 استاد استتاد استاد

4 (همینجوری برو تا بخوری به دیوار)

5 سرای امید ما ،قبله آمال ما، ایالات متحده مقدسه امریکا(صدای کف زدن حضار)

6 افراد آزاد اندیشی که قصد بر اندازی نظام به شیوه های کاملا دموکراتیک دارند بالاخص منافقین

7 گفتگو کنندگان بین المللی که در راستای منافع ملی بر سر مسائل محرمانه!! با  دوستان غربی مشورت میکنن !!(البته دوستان غربی نا محرم نیستن من خودم به شخصی دیدم رئیس با اون خانومه ایتالیایی دست داد!)

8 دوستانی که با هدایای میلیونی ما رو در رسیدن به اهداف مشترک کمک می کنن

9 سفارت خونه هایی که برای روزنامه های مستقلمون !! به ما کاغذ زیر قیمت بازار هدیه میکنن!

10 هر منتقد اونوریا

11 هر ایالات متحده ای که با تحریمهای به موقع ما رو در رسیدن به آزادی کمک می کنه

12 هر اسرائیل جنایت کار که نوشته های ما رو تو رادیشون نشون میده و بعضی وقتا به ما نوشته میده

13 هر انسان مدرنی که با انتخاب لباسهای جدید و کم پارچه موجبات صرفه جویی در استفاده از پارچه رو فراهم میکنه

14 هر انسان مدرنی که با انتخاب لباسهای جدید و کم پارچه موجبات تابو شکنی فرهنگی رو فراهم می کنه

15 همه دوستانی که با تلاش های خستگی ناپذیر موجودات جدیدی برای پرستش کشف کرده و برای پرستش همگان به ثبت می رسونن

16 حیون خونگی پشمالوی دختر استاد(پَفی)

17 مرلین منسون بزرگ مرد عرصه یکتا پرستی

برای ورود به جرگه آزاد اندیشان وابسطه به آمریکا!! صبح به صبح این لیستها رو رو با صدای بلند برای اولین کسی که شما رو به شکل کنجکاوانه ای نگاه میکنه بخونین (بهتره رو صندلی هم وایسین) و آخرش هم بگین زنده باد آزادی

 

 

 

 

                                                                                     حاج حسین

                                                                                   ۸۶/۱۲/۲۵

+ نوشته شده در  یکشنبه 26 اسفند1386ساعت 0:31  توسط حاج حسین   | 

فریب

فریب خوردم. خودم کردم که لعنت بر باعث و بانی اش باد.سید بود و خوش لباس.امامه مشکی با هیبت سیدی، جلوه فریبنده وغلط اندازی به او داده بود.یادتان هست با چه شعاری تو را انتخاب کردم؟"سلام بر سه سید فاطمی   خمینی و خامنه ای ، خاتمی"می گفتند پدر بزرگوارتان اهل دل بود و رضوان.گفتم هر چی باشه آیت ا… زادست و کج نمی ره.

زیبا می خندیدی و دست دوستی دراز کرده بودی، با یک بقل گل یاس.

با خودم گفتم از جنس خودمه.

چه محاسن زیبایی داشتی با دو خط سیاه تا زیر چانه.راستی آقای رئیس جمهور سابق،میگن رنگ ریش،ببخشید رنگ موی کادوس سلکتا موندگاری خوبی داره و خیلی طبیعی به نظر میرسه!

و چه زود صحنه عوض شد. شعار ها همه رنگ باخت.

"دموکراسی بر دین ارجعیت دارد"باورم نمیشد این جمله بی معنی و سخیف رو شما گفته باشین.یادم نیست ،این جمله رو کجا شنیده بودم؟آهان رادیو اسراییل بود. یه بار هم آقای بوش تو سخنرانیش این رو گفته بود.ولی درست یادم نیست اول شما گفتید یا اون!!

.باز هم باور کردنی نبود. این تصویر و فیلم 6 دقیقه ای شما بود حضرت والا که داشتی با همون لبخند زیبا و ملیح دستان گرم دخترکان نیمه برهنه ایتالیایی رومیفشردین(پیدا کنید دلیل سفر های متعدد خارجی جناب رئیس جمهور سابق رو!)

     خاتمی!!!  

      

ای داد که اون نماز جماعتی رو که به شما اقتدا کرده بودم رو باید قضا کنم.

بزرگترین و تنها افتخار 8 سال حکومت شما،رای 22 میلیونیتون بود.مردمی که به امید بهبود شرایط سالهای بعد از جنگ به شما رای داده بودند تا مرهمی بر سینه پر دردشون باشی،و یادم نمیره که چه بی شرمانه و نا سپاسانه دوستان شما اونها رو به لشکر قابلمه به دست تشبه کردند.همونهایی که اگر از حمایت بی دریغ شما یار گرامی بر خوردار نبودند آمار فساد مالی،اخلاقی،قاچاق کالا،ارض،مخدر و انسان کاهش چشم گیری پیدا میکرد

مسئولین مردمی و عدالت پیشه رو به پوپولیسم و مردم فریبی متهم مکنین در حالی  شخص شخیصتان دوره راه افتاده ، قول می دهید و رای گدایی می کنین.راستی دیگه تو دانشگاه تهران گریه نمی کنین؟!مرد که گریه نمی کنه.مرد به دخترا هم دست نمیده!

 

گفته بودید می خواهید درهای دنیا رو به روی ایران باز کنین،ولی در های ایرن رو به روی دنیا باز کردین!

آقای دکترای افتخاری خاتمی!بزرگترین دست آورد شما در پرونده هسته ای تعلیق 2 ساله تمام برنامه های هسته ای حتی آزمایشگاهی (ابهام زدایی !)بود. از اون مزحک تر بسته پیشنهادی اروپا به ایران بود که در آن اروپا متعهد! شده بود در قبال تعلیق 15 ساله! درست خوندید 15 ساله هسته ای به ایران با منت بال هواپیما اون هم فقط مسافربری فروخته شه!!!و اگر نبود ایستادگی رهبر معظم انقلاب و حمایت های بی دریغ مردمی روی عهد نامه های ننگین ترکمنچای و گلستان وجناب اعلا حضرت ناصر الدین شاه رو سفید میکردین!

اسمش رو هم گذاشته بودین دیپلماسی لبخند.لبخند به غارتگران قسم خورده این مرز و بوم.همونهایی که وقتی یه کمی روی خوش دیدن کاپیتولاسیون رو به ما تحمیل کردن.اونهایی که اومده بودن که نه مال شما،بلکه مال ملت ایران رو چپاول کنند(و شاید به همین خاطر شما مخالفتی نکردین!)و چه زیبا بدانها لبخند زدید تا بار دیگر از سوی آنها به عنوان سفیرعشق،لبخند و مرد دیپلماسی لقب بگیرین!

خاتمی و کری (کاندیدای ریاست جمهوری آمریکا!

ممد آقا ما انقلاب کردیم که عزت داشته باشیم و استقلال.چه قدر حواس پرتم من.جواب خودم رو خودم دادم.همون جوری که خودم گفتم -ما-!انقلاب کردیم!

چه دموکراتیک اجازه دادین که جاسوسان هسته ای از منطقه نظامی-موشکی پارچین دیدن و نمونه بر داری!کنند.

جالبتر اینکه الان که دولت نهم عزتمندانه پی گیر حق مسلم ملت ایران و نسلهای آینده شده شما فناوری هسته ای رو بی اهمیت،خطرناک،مضر برای محیط زیست!  پر هزینه و بی فایده می خوانید.

چقدر عجیب!سخنگوی اسراییل هم همینها رو میگفت!

رشد فزاینده و خجالت آور جاسوسان هسته ای از دیگر شاهکارهای جناب آلی! در دوران استبدادتان است.نگویید در جریان نبودید که خنده ام می گیرد.حتی حالا که اتهام جاسوسی موسویان محرز شده، شما و دوستانتان به حمایت از او پرداخته و او را تا حد قدیسی پاک بالا برده و خواهان محاکمه شاکیان این پرونده (ملت ایران.ریاست جمهوری و وزارت اطلاعات)هستید.

چه تصادفی تمام وزنامه های زنجیره ای وابسته به جناب آلی!پس از دستگیری شهرام جزایری بزرگترین مفسد اقتصادی بعد از انقلاب،به طور هماهنگ به تطهیر و رفع اتهام از او پرداختند.

نه این یکی رو باور نمی کنم،حتما َ کاملا اتفاقی بوده وگرنه صدقه 500 میلیونی شهرام خان به رئیس مجلسِِِِِِِ ِدوم ِدوم خردادی شما کاملا از سر صداقت و قربتا ًالی ا… بوده است            

     

شعار مردم سالاری دادید.آقای رئیس جمهور سابق،از کمر درد مردیم آنقدر سواری دادیم ما مَردم.1

از گفتگو صحبت کردید و چه زیبا گفتید 8 سال تمام.اما هرگز نخواستید بشنوید صدای ناله آن مرد روستایی را که در این 8 سال به اندازه 20 سال پیر تر شده بود.صدای هق دهق گریه آن دختر شهیدی که به خاطر نا امن شدن جامعه و دوری مدرسه تا محل سکونت محقر خانواده خود در جنوب شهر برای پاک ماندن،خود را از حق تحصیل که تنها شانس برای پیشرفتش بود ،محروم کرد.باز هم گفتید و نشنیدید صدای مخالفانتان را.بی چاره هابا خودشان می گفتند خوب اشکالی نداره ما هم حرف خودمون رو می زنیم.از بی عدالتی از ترویج بی بند و باری از فساد دولت مردان و… می گوییم.اما آنان بارها از گفته خود پشیمان شدند.چرا که شما آنان رو به تحجروخشونت متهم کردید.

(آدم باشید وگر نه میدم بیرونتون کنن)!این جمله شما بو د آقای گفتگو،در مقابل اعتراضات دانشجویان به 8 سال تبعیض،فساد و استبداد.به به چه روحیه دموکراتیکی.

سقوط کریم.

در فرهنگ.فرهنگی که با پسوند زیبای" اسلامی" سالها بدان میبالیدیم و آن را ثمره خون شهدا و انقلاب می دانستیم.آمار تکان دهنده و وحشتناک تجاوز به زنان و دختران که به دلایلی!هرگز منتشر نشد دلیل این ادعاست.

سقوط کردیم.

در اعتقاداتمان.یادمان نمی رود در زمان سلطنت جناب آلی! بود که با جریان سازی های خود درون دانشگاه جوی را پدید آوردید که حتی با دفن کردن شهدای گمنام در دانشگاه شریف مخالفت کردند.اونها می گفتند :"دانشگاه قبرستون نیست".

این برادر شما ،حامی سینه چاک شما بود که هر روز در سخن رانی هاش میگفت:"اسلام با حقوق بشر مخالف است"!!!پدر بزرگوارتان آیت ا... بود هم او که هر دو شما رو ازورود به سیاست منع کرده بود.آیا از ایشان نشنیدید که پیامبران جز ادای حق الناس(به قول شما غربی ها،حقوق بشر!)وظیفه دیگری نداشتند؟ویا این جمله سخیف که حماقت و حمارت! گوینده را میرساند که:"مساجد جای جوانان کم هوش،کم خرد و بی استعداد است که قدرت استدلال ندارن"!!! و چه اتفاقی او هم از دوستان و حامیان شما(و شاید تحت حایت شما)بود!

اما در عوض رشد کردیم.

در فساد مالی-دولتی،ناهنجاریهای اجتماعی-اخلاقی،در بی بندو باریهای جنسی ، در قاچاق بنزین،ارض،کالا،انسان(قاچاق دخترانمان به دبی)و مواد مرگ بار مخدر به واسطه وابستگانتان(رجوع شود به علل رد صلاحیت های مجلس هفتم!).دیگر جای جای شهرهای شهید پرورمان،اتوپیایی شده برای دزدان ناموس و هرزه هایی که فقط و فقط به واسطه آزادیهای مدنی(و بدنی!)که شما به دشمنان آزادگی تقدیم نمودین.دگماتیست هایی که آزادی رو فقط در برهنگی و وانهادگی میل جنسی و احیانا در دست دادن با دخترکان نیمه برهنه ایتالیایی !!! می دیدند!!!

چه زیبا گفت استاد بزرگوار مطهری که:"اگر تمدن در برهنگیست حیوانات از ما متمدن ترند!استاد جایتان واقعا خالیست!

 

چند وقت پیش یک جانباز شیمیایی رو دیدم که به شدت سرفه می کرد،چنان که گویی نفس های آخرش رو میکشید.درست در کنار او دخترکی 30 ساله! و نیمه برهنه سر خوش از داشتن رئیس جمهوری چنین دموکراتیک و البته اهل حال!نشسته بود.جوانی متاثر از این صحنه از او پرسید تو واقعلا به خاطر این(اشاره به دخترک)جنگیدی؟و من آن موقع فهمیدم مسبب آن حلقه اشکی که در چشمان او نقش بسته بود کیست.

آقای رئیس جمهورسابق،در پایان می خواهم جواب آن معمایی رو که طرح کرده بودم رو خودم بدم.هر چند زیاد سخت نیست.

دلیل سفرهای متعدد خارجی شما شاید! این بوده که...

شما به رئیس جمهور خرده گرفتید که سفر های استانی ،پول بیت المال رو به هدر میده.با توجه به ضروری بودن ،کم هزینه بودن(البته نسبت به سفر های خارجی جناب آلی !)این سفرها و اینکه این سفرها در داخل انجام میشود نه در دور ترین نقاط دنیا ،این خرج اسراف نیست.

اسراف آن سفر های خارجی شما بود که با همراهی حد اقل 70 نفر، اعم از آشپز، خدم و حشم به سیاحت در کشور های زیبا و خوش آب و هوا که احیانا دست دادن دختران چشم رنگی ونیمه برهنه آنان، جزئی از فرهنگشان است میپرداختنید بود.

نمیدونم چا بی دلیل! یاد سفرهای ناصر الدین شاه به فرنگ افتادم؟

در یکی و شاید چند تا از این سفر ها بود که لباس  روحانیت رو از تنتون بیرون آوردین.آخه میگن لباس روحانیت دست و پا گیره و باهاش نمی شه خیلی کارا کرد.ای کاش اون موقعی که با اون زنان ایتالیایی مصاحفه میکردید هم لباس مقدس پیغمبر رو به تن نداشتید.

 

                      

 

 واین آزادی بیان ادامه دارد...                           

                                                      حاج حسین ۲۲/۱۱/۸۶

 

 

1: (اشاره به ماهیت مردم سواری این شعار!)
+ نوشته شده در  چهارشنبه 24 بهمن1386ساعت 1:25  توسط حاج حسین   | 

آزادی...

زنده باد آزادی!

به اسارت کشیدن و مصادره واژگان مقدس و زیبا به نام خود,یکی از حربه های دشمنان انسانیت و آزادگیست.چمبره نا میمون دشمنان هویت و فطرت بر روی کلمات زیبا و سرودن شعار های دلفریب اما پوچ,بسیاری از اوقات انسانهای سطحی نگر را به ورطه اشتباه کشانده و گاهی بهانه ای برای آنهایست,که توان رعایت اخلاقیات و شریعت را ندارند. اینان به جای اعتراف به ناتوانی و عدم تمایل به رعایت اخلاق, با تغییر معنای مجازی آن واژهای کلیدی,نوک پیکان اتهام را به سمت مقابل چرخانده وخود رادر مقام مدعی العموم آن واژه قرارداده وچنان در شیپور تبلیغ این باز تعریف میدمند که گویی تمام انسانها به جز این عده خاص از آن بویی نبرده اند.

یکی از این کلید واژهای به اسارت رفته واژه«آزادی»است.در نگاه این عده آزادی نماد و پرچم هرزگی و اباحی گری است.با نگاهی گذرا به تعریف اسلام,احادیث و سیره انبیاء و اولیاء ریشه این تناقض گوییها عیان می شود.یک بار در سال 61 هجری این واژه در صحرای کربلا به کار آمد.جایی که در آن آزاد مردی(دقت کنید به معنای درست آزادی!) با گذشتن از حق زندگی و جان خود,به یاری مظلومانی می شتابد,به حریت رسیده و امام او در وصفش می گویید:الحق که مادرت به نیکی نام تو را «حر» (یعنی آزاده)نهاده و در جایی دیگر فردی با پا نهادن بر روی اخلاقیات ؛نظام خانواده و عدالت به آزادی مد نظر خود می رسد.چقدر فرق است بین دو معنا از یک کلمه

                                 

حال این سوال اساسی مطرح می شود که تعریف اینان از آزادی چیست؟

«آزادی چه کسی؟ آزادی از چه؟و آزادی برای چه؟»

آزادی انسان که کمال,سعادت و نجات او در چنگ زدن به ریسمان الهی است؟

آزادی از خدایی که تنها مأمن امن و قابل اطمینان انسان است؟

ویا آزادی برای فرو غلطیدن در باتلاق بی هویتی و بی اخلاقی؟

آزادی در نظر این گونه افراد به مثابه آزادی یک چتر باز از بندهای محکم چتری است که تمام پیکر او را در بر گرفته تا نگذارند او زودتر به زمین برسد!!!

                           لا قیدی

هرج و مرج و وانهادگی میل جنسی یکی از اصلی ترین و بارز ترین مطالبات این افراد است.آزادی افسار گسیخته و حیوانی در حد دو گربه نا همجنس درفصلی از سال!

آیا واقعا ً این است معنای آزادی؟

آزادی که در طول تاریخ جنگ ها بر سر آن صورت گرفته وانقلابها را پدید آورده,کمی بزرگتر از مغز کوچک و عمیق تر از افق دید بسته این افراد است.کمی زیبا تر و هویت مند تر از بی بند و باریهای سیری نا پذیر اینان.

اگر معنی آزادگی و مقام قابل افتخار آنان این است, باید بداند که چقدر از بعضی جانداران ناقص ترند!حیواناتی به مراتب تکامل یافته تر و بهره مند تر از انسان ,بسیار وجود دارد(زنده باد خروس!)

دین اسلام به علاوه تمام انبیاء الهی و مکاتب اخلاق گرا این نوع خود باختگی را نفی میکنند.

روزی امام صادق (ع)از کنار خانه ای که صدای رقص و آواز از آن به گوش می رسید در حال گذر بود .در همین حین یکی از کنیزان از خانه بیرون آمد. حضرت ازآن کنیز سؤال نمود که صاحب این خانه بنده است یا آزاد؟ کنیز  گفت آزاد است.امام فرمود معلوم است که آزاد است اگر بنده بود به احترام صاحب خانه خود گناه نمی کرد.صاحب گناه کار آن خانه به محض شنیدن این کلام با پای برهنه به دنبال امام دوید خود رو به پای آن حضرت انداخت و به افتخار توبه نائل آمد.

میبینید که چگونه آزادی بی ریشه آنها در مقابل بندگی خداوند متعال حقیر می نماید؟

«اختلاف ها همه اش از حب نفس است»2از نفس سر کشی که میدان دادن بدان به مثابه رها کردن افسار اسبی چموش است که به سرعت به سوی پرتگاهی عمیق و مرگبار می تازد.

زنده باد آزادی

,آزادی واژگان مقدس از سیاه چالهای باز تعریف نا میمون اسیران خور وخواب و خشم و شهوت 

                                                                       

 پی نوشتها:

۱:داستان راستان استاد مطهری

۲:حضرت امام (ره )                                                             

+ نوشته شده در  یکشنبه 14 بهمن1386ساعت 2:1  توسط حاج حسین   | 

روشن! فکررررر

روشنفکر کیست؟

اين سوال بسياري از افراديست كه براي نخستين بار متون سياسي را ورق مي زنند.اين كلمه در متون سياسي جديد به كرات تكرار شده و گويي پايه و اساس بسياري از تفكرات التقاطي شده است.

واژه" روشنفكر" با كاربرد دوگانه و غلط انداز خود باب بزرگترين سوء تفاهمات وكج فهمي ها راگشوده و عامل اصلي بسياري از مناقشات بي ثمر سياسي-جناحي شده است.

افراد زيادي در دام اين نوع از اشتراك لفظي گرفتار شده اند كه قدم اول در انحراف فكري و گاهاً اعتقادي آنان بوده است .

حال به تاريخچه ورود اين واژه به فرهنگ سياسي ايران مي پردازيم.

طی چند قرن اخير واژهاي بيگانه زيادي وارد فرهنگ سياسي جهان شد که از دو قرن اخیروهمزمان با حوادث انقلاب مشروطه  افرادي اقدام به ترجمه اين واژگان پرداختند و با توجه به عدم آشنايي كافي نسبت به ادبيات فارسي و گاهي با انگيزه هاي غرض ورزانه اين عمل آنان ريشه بسياري از انحرافات گشته است.

در زمان پادشاهي سياه ناصر الدين شاه روابط ايران و اروپا گسترش زيادي يافت.من جمله رابطه اقتصادي تجار ايراني و اروپايي و گسيل دانشجويان به اروپا براي ياد گيري علوم و فنون روز.

آقا خان کرمانی یکی از تجار زمان خود بود که برای اولین بار با ترجمه کلمه به کلمه واژه

intellectual

واژه منور الفكر راوارد فرهنگ سياسي ايران كرد.منور الفكردر آن زمان به كساني گفته ميشد كه از فلسفه سياسي جديد غربي همچون ليبراليسم.اومانيسم.سكولاريسم و... دم ميزدند .

با انتخاب نا عادلانه و مغرضانه اين واژه اين ديد به افراد منتقل مي شود كه كساني كه با آنان مخالفت مي كنند تاريك انديش هستند( حتي اگر آن شخص استاد مطهري باشد!!!).

البته تنها هنر اين به اصطلاح روشنفكران ترجمه آثار ديگر نويسندگان بود كه اين هم پديده جديدي نبود و سالها قبل از اين هم افرادي بسيار حرفه اي تر اين كار را انجام مي دادند!

   Intelligencia

واژه ديگري است كه آقاي آيزيا برلين در كتاب "متفكران روس"به كار مي برد و اين افراد را فاقد خلاقيت و صرفاًترجمه كنندگان آثار ديگران معرفي مي كند.

نكته جالب تراينكه مدتي است تعدادي از اين روشنفكران از در دينداري وارد شده و سعي بي نتيجه اي در وارد كردن مفاهيم ضد ارزشی غربي به فرهنگ غني اسلامي مي كنند.

سكولاريزه كردن اسلام.زمانمند بودن احكام. رابطه آزادي بي در و پيكر و حيواني غربي با اسلام!وگاهي كنترل خود را از دست داده و با نشان دادن ماهيت خود تضاد حقوق بشر(بخوانيد:حق الناس) با اسلام!!! را مطرح مي كنند.

مقالات اين افراد مملو از شعار هاي  دلفريب اما پوچ است كه حتي خود آنان  ريزه خواهان تفكرات آنان هم اعتقادي به آنها ندارند. به عنوان مثال:تقدس زدايي و اين تفكر كه هر مقدسي قابل نقد است را مطرح مي كنند ولي در نظر طرفداران خود از تمام مقدسات عالم مقدس ترندو کسی حق کمترین انتقاد به آنان را ندارد.

با كمي دقت و مطالعه در نص صريح قرآن و احوال و سيره معصومين در ميابيم تمام اين تفكرات مردود اعلام شده.

حال چنين افرادي چگونه خود را روشنفر ديني!!! مي خوانند جاي بسي تعجب است

احمق!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه 17 دی1386ساعت 11:1  توسط حاج حسین   |